Shrek 1 Dictionary 1 واژه نامه شرک
| اصطلاحات |
| Once upon a time یکی بود یکی نبود |
| non prevailed بسر انجام نرسید |
|
by myself بتنهایی |
|
we'll scare the spit تف ازترس کف کنند out of anybody that crosses با مخالفت در روبروی ما قرار کیرند us |
| I'll stick with you همراه نو میمانم |
| It's no wonder در تعجب نیست |
| to be considered فرض بشی یا بهت اینطور نگاه کنند |
| Fairytale Creatures موجودات جن و پری |
| he huffed and he puffed واق و ووق کرد |
| Magic mirror… آیینه جادویی |
|
Don't make waves, stay in line موج نینداز و توی صف بایست |
| And we'll get along fine با هم خوب خواهیم ساخت |
| Please keep off of the grass روی چمن ها راه نروید |
| Shine your shoes, wipe your... face کفشتان را برق بیاندازید و صورتتان را پاک کنید |
| What I mean منظورم اینکه |
| to go forth پیش برود |
| first runner-up نفر بعد برنده |
| ... and so on and so forth و بهمین ترتیب یکی بعد از دیگری |
| I'll make you a deal با هات یک معامله میکنم |
|
Down to the last slime-covered toadstool تا آخرین ذره کثافات آلوده گه غورباقه ها |
|
As good as gone رفته در نظرشان کن |
|
Let me get this straight بگذار من اینرا درست بفهمم |
|
Why don't you just pull some of that ogre stuff on him? چرا چندا از اون کلک های دیوی را نمیزنی |
|
the whole ogre trip همه جور کلک های دیو منشانه |
| an entire همه |
|
I don't care... به من چه |
|
miniature beast جانور مینیاتور |
|
work out به سر انچام رسیدنی باشد یا عملی باشد |
| save my ass جانم را کونم را!!! نجات دهم |
|
to get to know آشنا شدن و شناختن |
| it's getting him to shut up that's the trick کلک یا رمز کاردر خفه کردن صدای اوست |
|
I'm on the road a lot همه اش در سفرم , |
|
so much for noble steed بیا اینهم از اسب رستم |
|
pen pals دوستی با نامه نگاری |
|
Let me put it this way بگذار اینجوری بهت بگم |
|
That's my personal tail دم شخصیم |
| sound good عقیده و یا فکرخوبی است |
| job description فهرست وضایف شغلی |
|
a bad start قدم اول را بد برداشتیم |
|
digs you جستجو با اصرار |
|
if you wanted to be alone, all you had to do was ask اگر میخواستید تنها باشید فقط کافی بود بپرسی |
|
I'm on it من توی خطشم من تو کارشم |
|
you two were diggin' on each other |
|
I make a mean stew ... من یک خورش خفن درست میکنم |
| 24-7 بیست و چهارساعت هفت روز هفته |
|
if there is a will
اراده , there's a way and I have a way |
| freaking out وحشت کردن |
|
One of a kind تک و بی همتا |
| I don't get it نمیفهمم |
|
I believe معتقدم |
|
You dense خنگ |
|
Time out وقت تمام است |
enchantment سحر و جادو
fearful ترسناک
castle قصر
dragon اژدها
brave شجاع
knights شوالیه
attempted سعی
dreadful مرگبار
prison زندان
dragon's keep محافظت اژدها
mean ذبل و بدجنس
deride مسخره
faith اطمینان و ایمان
amazing خیره کننده است
modest فروتن
budget بودجه
boulder تیکه سنگ بزرگ
entertain پذیرایی
privacy حریم شخصی
common مشترک
hint اشاره و ایما
freak عوضی
swappin' رد و بدل
manly مردانه
waffles یک نوع شیرینی
swamp باتلاق
put up نصب میکنم
flabbergasted مبهوت
signed امضا کرد
eviction خالی کردن محل سکونت
notice اخطاریه
sigh آه میکشه
attention توجه کنید
comfortable راحت و در آسایش
worn out مصطحلک شده
guy یارو
pause مکث
crowd جمعیت
monster غول وحشتناک
trash آشغال
poisoning مسموم
kingdom پادشاهی
smashes خورد میکند
fist با مشتش
chosen انتخاب کردید
silence سکوت
queen ملکه ,
DuLoc اسم سرزمین
perfect بهترین و کاملترین
champion قهرمان
honor افتخار
privilege امتیاز
rescue نچات بده
fiery ترسناک
keep محافظت
reason دلیلی
unsuccessful نا موفق
sacrifice قربانی شدن
willing مایلم
cheers هورا
tournament مسابقه دوره ای
congratulations مبارک است
won برنده شد
embarking براه ببفتی
noble شریف
quest ماموریت در جستجوی چیزی
already از قبل
dumped ریختن آشغال
Indeed که اینطور
squatters کسانی که با رفتن به جایی و تکان نخوردن از جایشان محل را اشغال میکنند
filled it full پر کردشان
freaks عوضی ها
throttle خفه اش کن
siege محاصره برای حمله
fortress دژ
grinds چرخ کن
bones اسنخوان هایش را
decapitated سربریده
spleen طهال
fluids مایع
sniffs بو میکند
stink بوی تعفن
sproutin' رشد کردن
layers لایه ها
heaves نفس کشیدن با صدا
trailing دنبال کردن و یا جای پای کسی را دنبال کردن
parfaits دسر میوه
delicious خوشمره .
irritating آزار رسان
burden فشار روی دوش آدم
warn اخطار crack بشکنی یا ول کنی
brimstone سولفور
cool چه خوب چه و بی خیال
chuckles سلفه کوچک
roars غرش
growls شیهه دشمنانه کشیدن
sparkling براق
bleach آب ژاول زدن
dazzling درخشان
detect کشف کردن و در یافتن
hint آثاری از و یک قدر کمی
minty نعنا
freshness تازگی
reeking بوی
feminine زنانه
fluttering چشم ها را بهم زدن
blows فوت میکند
shape بشکل
heart قلب
coughs سلفه میکند
asthmatic شخصی که آسم دارد
carries حمل میکندش
awaiting منتظرم
knight شوالیه
bold شجاع
savor لذتش را مزه مزه کنیم
recite از بر خواندن با صدای موزون
epic poem شعر حماسه ای f
ballad شعر افسانه ای تصنیف که داستانی را بیان میکند به حالت رومانتیک
sonnet یک نوع ساختار شعری
limerick شعر بند تنبانی
champion قهرمان
healthy سالم
old-fashioned فکر کن من قدیمی فکر میکنم
worriedly با تگرانی
distance فاصله
sneaks یواشکی میاد تو
rush عجله
physical جنسی
relationship رابطه
emotionally عاطفی
commitment تعهد
Magnitude به این اندازه و یا سایز
unwanted نخواسته شده
contact تماس بدنی
receiving برسد به دستم
tail اون دم من است
tear پاره
permission اجازه نمیدم
noble نجیب
steed یک اسب پر انرژی مثل اسب رستم
perk امتیازات جانبی یک شغل
remove کناربگذار
helmet کلاه خود و یا کاسکت
pet حیوان خانوادگی
messenger نامه رسان و یا پیغام بر
ominous نحث
delivery تحویل
swiftly سریع
picks بر میداره
swings تابش میده به پشتش
shoulder شانه
sack کیسه
hurt جراحت
burned سوختن
crisp خشک و ترد و برشته
groom-to-be داماد آینده ام
stature جاه و مقام و قد و قامت
supply عرضه
laugh خنده
robbers دزد
woods جنگل
scarier ترسناک تر
forest جنگل
heaves نفس با صدای خش دار
sigh آه
through به اتمام رساندن
ten-foot 3 متر
seems بنظرمیاد
judge قضاوت
make it up جبران
compliment تعریف بصورت امتنان
behave رفتار
Suddenly ناگهان
swings تاب میخوره
swoops بسرعت برداشتن
steal میدزدم
needy محتاجین
wee یک ذره
percentage درصد
hurt مجروح
die بمیره
elevated بالا نگه دار
cough سلفه
woods جنگل
thorns خار
tunnel تونل
thorns تیغ
obvious آشکار
getting rid دور کنی
toes انگشت های پا
yelps صدایی مثل سگ
hug در آغوش گرفتن
stews گوشت آبپز
brag از خودم تعریف کنم
weed علف
rat موش صحرایی
stew گوشت آبپز
chuckles با دهان بسته خندیدن
instincts غریزه
spooky ترسناک و شبح وار
railing نرده
norm (normal) حالت عادی
form شکل "
spell طلسم
sigh آه
witch زن جادوگر
cast افکندن و پراکندن
horrible وحشنتاک ,
ugly زشت
beast جانور
sun sets غروب
calm down آرام شو
sweet شیرین
waste تلف
manners رفتار
flawless بدون کوچکترین نقص
bride عروس
groom داماد
useless بی مصرف
pathetic رقت آور
annoying آزار دهنده
booty غنیمت جنگی تاراج
rock پاره سنگ
stabbin' خنجر زدن
slams در را محکم بهم زدن
whistles سوت میزنه
magnetism جذبه مغناطیسم
celebrity آدمهای مشهور
last دوام آوردن
radiant درخشان چشم گیر