A WOMAN SHOULD HAVE ...
یک زن میبایست داشته باشه ...
enough money within her control to move out
and rent a place of her own, even if she never wants to or needs to...
پول باندازه کافی تحت کنترلش که اسبابیش را برداشته و برود و یک جا را اجاره کند برای خودش، حتی اگر هرگز نمیخواهد و یا لازم نیست که بکند
A WOMAN SHOULD HAVE ...
یک زن میبایست داشته باشه ...
something perfect to wear if the employer, or date of her dreams wants to see her in an hour...
یک لباس بسیار عالی برای پوشیدن اگر صاحب کارش یا مرد رویاهاش بخواهد او را در یک فاصله یک ساعتی ببیند ...
A WOMAN SHOULD HAVE ...
یک زن میبایست داشته باشه ...
a youth she's content to leave behind....
یک جوانی که او قانع است به پشت سر گذاشتن ...
A WOMAN SHOULD HAVE ...
یک زن میبایست داشته باشه ...
a past juicy enough that she's looking forward to
retelling it in her old age....
یک گذشته ای که باندازه کافی پر مایه باشد که او چشم بانتظار باشد به بازگویی آن در دوران پیری
A WOMAN SHOULD HAVE ...
یک زن میبایست داشته باشه ...
a set of screwdrivers, a cordless drill, and a black lace bra...
یک دست کامل پیچ گوشتی، یک مته برقی بدون سیم، و یک سینه بند با بند سیاه
A WOMAN SHOULD HAVE ...
یک زن میبایست داشته باشه ...
one friend who always makes her laugh... and one who lets her cry...
یک دوست که همیشه او را میخنداند ... و یک دوست که میذاره او گریه کند
A WOMAN SHOULD HAVE ....
یک زن میبایست داشته باشه ...
a good piece of furniture not previously owned by anyone else in her family...
یک تیکه مبلمان خوب که قبلا در تصاحب هیچکس در خانواده نبوده
A WOMAN SHOULD HAVE ...
یک زن میبایست داشته باشه ...
eight matching plates, wine glasses with stems, and a recipe for a meal, that will make her guests feel honored...
هشت تا بشقاب یک دست، لیوان های پایه دار، و یک دستور غذائی که به مهمان هایش احساس افتخار دهد
A WOMAN SHOULD HAVE ...
یک زن میبایست داشته باشه ...
a feeling of control over her destiny.
یک احساس کنترل بروی سرنوشتش
EVERY WOMAN SHOULD KNOW...
هرزنی باید بداند ...
how to fall in love without losing herself.
چگونه خاطرخواه شود بدون آنکه خودش را از دست بدهد
EVERY WOMAN SHOULD KNOW...
هرزنی باید بداند ...
how to quit a job, break up with a lover, and confront a friend without; ruining the friendship...
که چگونه شغلش را ترک کند، قطع رابطه کند با معشوقش، و روبری دوستش بایستد بدان آنکه دوستیش را خراب کند
EVERY WOMAN SHOULD KNOW...
هرزنی باید بداند ...
when to try harder... and WHEN TO WALK AWAY...
چه وقت سخت تر کوشش کند ... و چه وقت ول کند و برود
EVERY WOMAN SHOULD KNOW...
هرزنی باید بداند ...
that she can't change the length of her calves,
the width of her hips, or the nature of her parents..
که نمبتواند طول عضله پشت پایش را بلند کند، پهنای باسنش را عوض کند، و یا ذات پدر و مادرش را عوض کند
EVERY WOMAN SHOULD KNOW...
هرزنی باید بداند ...
that her childhood may not have been perfect...but its over...
که دوران کودکیش ممکن است عالی نبوده ... اما تمام شده و رفته
EVERY WOMAN SHOULD KNOW...
هرزنی باید بداند ...
what she would and wouldn't do for love or more...
که چه کاری برای عشق میکند و یا نمیکند یا بیشتر
EVERY WOMAN SHOULD KNOW...
هرزنی باید بداند ...
how to live alone... even if she doesn't like it...
چگونه تنها زندگی کند ... حتی اگر آنرا دوست ندارد
EVERY WOMAN SHOULD KNOW..
هرزنی باید بداند ...
whom she can trust, whom she can't,
and why she shouldn't take it personally...
کی را میتنواند اطمینان کند، و کی را نمیتواند، و چرا نمیباید آنرا شخصی بگیرد
EVERY WOMAN SHOULD KNOW...
هرزنی باید بداند ...
where to go... be it to her best friend's kitchen table...
or a charming inn in the woods...
when her soul needs soothing...
کجا برود ...چه سر میز آشپز خانه بهترین دوستش باشد یا یک هتل جذاب در میان جنگل
وقتی روحش احتیاج به آرام شدن دارد
EVERY WOMAN SHOULD KNOW...
هرزنی باید بداند ...
what she can and can't accomplish in a day...
a month...and a year...
حد و حدود آن چیزی را که او میتواند و یا نمیتواند بانجام برساند در طول یک روز ... یک ماه ... و یک سال
ترجمه مهرداد دادگو
